باور نمی کنم که رسیدم کنار تو

باور نمی کنم من و خاک و دیار تو؟



یک اربعین گذشته و من پیرتر شدم

یک اربعین گذشت و شدم همجوار تو



یک اربعین اسیر بلایم ، بلای عشق

یک اربعین دچار فراقم ، دچار تو



یک اربعین دویده ام و زخم دیده ام

دنبال ناله های یتیمان زار تو



یک اربعین به گریه ی من خنده کرده اند

لبهای قاتلان تو و نیزه دار تو



یک اربعین به روی سرم شعله ریختند

با چادری که سوخت رسیدم کنار تو



مثل رباب مثل همه تار گشته اند

چشمان خسته ی من ، چشم انتظار تو



روز تولدم که زدم خنده در برت

باور نداشتم که شوم سوگوار تو



با تیغ و تیر و دشنه تو را بوریا کنند

با سنگ و تازیانه مرا داغدار تو



یادم نمی رود به لبت ، آب آب بود

یادم نمی رود بدن نیزه زار تو



حالا سرت کجاست که بالای سر روم

گریم برای زخم تن بی شمار تو



یک مشت خاک روی تو و من دعا کنان

شاید شوم نشان تو – سنگ مزار تو -

نوشته شده توسط یه بچه خوب در ۱۳۹۳/۰۹/۲۲ |